چه کسی شبکه Bitcoin SHA-256 را کنترل می‌کند؟

چه کسی شبکه Bitcoin SHA-256 را کنترل می‌کند؟

ساختار شبکه بیت‌کوین و رویای اولیه آن مبنی بر ایجاد یک سیستم مالی کاملاً غیرمتمرکز، بدون نیاز به واسطه و مقاوم در برابر سانسور، با چالش‌های ساختاری عمیقی روبه‌رو شده است. بررسی دائم وضعیت استخراج بر روی بیت کوین الگوریتم استخراج SHA-256 نشان می‌دهد که کنترل عملیاتی و تصمیم‌گیری در شبکه، برخلاف ادعاهای رایج، در اختیار طیف بسیار محدودی از فعالان قدرت قرار دارد.

انحصار ساختاری، تسلط ۵ استخر استخراج بر ۹۰ درصد هشریت

نگاهی به توزیع توان پردازشی Hash Rate در شبکه بیت‌کوین نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد تولید بلاک‌ها تنها در کنترل پنج استخر استخراج بزرگ قرار دارد. این توزیع جغرافیایی و سیاسی را می‌توان به دو جبهه قدرتمند تقسیم کرد:

  • استخرهای وابسته به دولت چین (CCP): استخرهای Antpool (و وابستگان آن)، SpiderPool، ViaBTC و F2Pool که سهم عظیمی از توان شبکه را در اختیار دارند و تحت تدابیر و رگولاتوری دولت چین فعالیت می‌کنند.
  • استخرهای وابسته به دولت آمریکا: استخر Foundry که حدود ۲۵ درصد از هش‌ریت کل شبکه را کنترل می‌کند و کاملاً تحت نظارت نهادهای تنظیم‌گر و دولت فدرال ایالات متحده اداره می‌شود.
نمایش توزیع هشریت ۵ استخر برتر شامل استخرهای پروکسی

تمرکز قدرت تا حدی پیش رفته است که می‌توان ادعا کرد شبکه بیت‌کوین SHA-256 عملاً توسط دو جریان قدرتمند سیاسی (حزب کمونیست چین و نهادهای حاکمیتی آمریکا) مدیریت می‌شود. فشار این دو بازیگر بزرگ بر روی پنج اپراتور اصلی استخر، برای اعمال تسلط بر کل شبکه کافی خواهد بود.

سانسور تراکنش‌ها و توهم خود-حضانتی (Self-Custody)

کنترل ۹۰ درصد از هشریت به این معناست که پنج اپراتور مذکور تصمیم می‌گیرند چه تراکنش‌هایی در بلاک‌ها گنجانده شوند، چه تراکنش‌هایی حذف یا سانسور گردند و چه تغییراتی در قوانین اجماع سیگنال‌دهی شوند.

آیا در صورت سانسور تراکنش‌ها توسط این پنج استخر، امکان ثبت تراکنش از طریق ۱۰ درصد هش‌ریت مستقل باقی می‌ماند؟

  • در شرایط عادی: بله، تراکنش‌های سانسورشده با تاخیر و هزینه بالاتر توسط ۱۰ درصد باقی‌مانده ماینرها استخراج می‌شوند.
  • در شرایط اضطراری و بحرانی: خیر؛ اگر یک ماینر مستقل تراکنش «ممنوع‌شده» یا «غیرمجاز» را در بلاک خود قرار دهد، کارتل ۵ استخر بزرگ می‌تواند با عدم ساخت بلاک روی آن بلاک، یک بازسازماندهی زنجیره Reorg انجام دهد. در این حالت، بلاک ماینر مستقل و تراکنش داخل آن از زنجیره اصلی حذف می‌شوند.

این امر چالش جدی برای مفهوم خود-حضانتی (Self-Custody) ایجاد می‌کند. حتی اگر کلیدهای خصوصی در اختیار کاربر باشد، چنانچه هیچ ماینر تاییدشده‌ای حاضر به درج تراکنش امضا شده در بلاک نباشد، دارایی کاربر عملاً مسدود و غیرقابل انتقال خواهد بود.

تغییر ماهیت استخراج، از آرمان‌خواهی تا شرکت‌های بورسی

در سال‌های اولیه بیت‌کوین (مانند اتفاق سال ۲۰۱۵ و عبور استخر GHash.io از ۵۰ درصد هشریت)، استخراج‌کنندگان با مشاهده خطر تمرکز، بلافاصله توان پردازشی خود را به استخرهای دیگر منتقل می‌کردند. اما ساختار استخراج تغییر کرده است:

  1. ورود شرکت‌های بزرگ بورسی: بخش اعظم هشریت امروز متعلق به شرکت‌های بزرگ، رگوله شده و بعضاً سهامی عام است.
  2. اولویت حقوقی بر سلامت شبکه: تصمیم‌گیرندگان این شرکت‌ها بیش از آنکه به ایدئولوژی بیت‌کوین یا سلامت پروتکل اهمیت دهند، تابع نظرات تیم‌های حقوقی خود و دستورالعمل‌های دولتی هستند.
  3. نگاه کاملاً فیاتی: اپراتورهای دستگاه‌های استخراج Hasherها تنها به دنبال بازدهی مالی بر حسب ارزهای فیات هستند. جابه‌جایی بین استخرها برای این شرکت‌ها بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر است؛ بنابراین در صورت منع قانونی، هرگز بر خلاف دستور نهادهای نظارتی عمل نخواهند کرد.

نمونه بارز این بی‌تفاوتی ساختاری نسبت به سلامت پروتکل را می‌توان در جریان اتفاقات و بحث‌های مربوط به BIP 110 مشاهده کرد.

ناکامی راهکارهای جایگزین و پرونده استخر Ocean

استخر استخراج Ocean با هدف حل مشکل تمرکز ساخت بلاک و اجازه دادن به ماینرها برای ساخت الگوی بلاک اختصاصی خود (از طریق پروتکل‌هایی مانند DATUM) راه‌اندازی شد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که این پروژه نیز دچار تحولات ساختاری شده است:

  • تغییر تیم مدیریتی: پس از شکست جریان BIP 110، توسعه‌دهندگان شاخصی مانند Luke Dashjr و Mechanic از این مجموعه کنار رفتند.
  • نفوذ جریان‌های مالی فیات: حضور چهره‌های وابسته به Tether (مانند Rapha Zagury) در هیئت‌مدیره Ocean و تامین بخش عمده هشریت این استخر توسط نهادهایی که به دنبال تثبیت و گسترش سلطه دلار آمریکا هستند، اهداف اولیه این استخر را تحت تأثیر قرار داده است.

رقابت کاربران عادی Plebs با کارتل‌های مالی و چاپخانه‌های پول فیات عملاً غیرممکن است. علاوه بر عدم توانایی در رقابت هشریت، اجرا و راه‌اندازی نودهای مستقل نیز با حمله نودهای جعلی (Sybil Nodes) از سوی شرکت‌ها و کارتل‌ها بی‌اثر می‌شود؛ رویکردی که در مواجهه با نودهای مدافع پروتکل اصیل به کار گرفته شد.

بی‌دفاعی شبکه در برابر تغییرات تحمیلی

شبکه بیت‌کوین روی الگوریتم SHA-256 در حال حاضر مکانیسم دفاعی مؤثری در برابر خواسته کارتل‌های استخراج ندارد. عدم جابه‌جایی ماینرها به استخرهای مستقل نشان‌دهنده نبود اراده در زیرساخت فعلی برای حفظ غیرتمرکزگرایی است.

در این شرایط، اگر کارتل استخراج تصمیم به اجرای یک سافت‌فورک خصمانه توسط ماینرها (MASF) بگیرد، دارندگان نودهای خانگی ابزار قدرت چندانی برای مقابله نخواهند داشت؛ زیرا نودهای بزرگ اقتصادی Large Economic Nodes مانند صرافی‌های بزرگ از جمله Coinbase به دلیل الزام به قوانین رگولاتوری، سمت نهادهای حاکمیتی و کارتل‌های استخراج خواهند ایستاد.

تهدید اعمال قوانین بدون فورک، سناریوی باج‌گیری از UTXOها

بزرگ‌ترین خطر برای شبکه بیت‌کوین SHA-256، حتماً نیازی به ایجاد یک فورک رسمی و جنجالی ندارد. کارتل ۵ استخر بزرگ می‌تواند قوانین جدید را بدون تغییر نرم‌افزاری آشکار اعمال کند.

سناریوی کارمزد اجباری بر اساس قدمت UTXO

فرض کنید کارتل استخراج تصمیم بگیرد شرط جدیدی برای درج تراکنش‌ها بگذارد:

هر تراکنش برای انتقال، باید علاوه بر کارمزد عادی، ۱۰ درصد از ارزش UTXO به ازای هر سال قدمت آن را به عنوان کارمزد ویژه به ماینر بپردازد.

قدمت UTXO (سال دریافت)میزان کارمزد اجباری تحمیلیوضعیت در صورت عدم پرداخت
۱ سال۱۰٪ از کل داراییعدم تایید تراکنش / بلوکه شدن
۳ سال۳۰٪ از کل داراییعدم تایید تراکنش / بلوکه شدن
۵ سال۵۰٪ از کل داراییعدم تایید تراکنش / بلوکه شدن

اگر کاربر از پرداخت این باج خودداری کند، تراکنش او هرگز تایید نخواهد شد. همچنین اگر یک ماینر مستقل سعی کند این تراکنش را در بلاک خود قرار دهد، کارتل ۵ استخر با بازسازماندهی Reorg، آن بلاک را از شبکه حذف می‌کند. به این ترتیب، پس‌اندازهای قدیمی بیت‌کوین عملاً تحت فشار کارتل استخراج ذوب می‌شوند.

چشم‌انداز آینده و راهکار پیشنهادی

با توجه به تمرکز شدید هشریت در دست شرکت‌های تحت نظارت دولت‌ها، بی‌تفاوتی ماینرهای بورسی نسبت به آرمان‌های پروتکل، و بی‌اثری راهکارهای درون‌زنجیره‌ای در SHA-256، به نظر می‌رسد الگوریتم فعلی استخراج بیت‌کوین به نقطه بی‌بازگشتی از نظر تمرکز قدرت رسیده است.

با توجه به تمرکز شدید هشریت در دست شرکت‌های تحت نظارت دولت‌ها، بی‌تفاوتی ماینرهای بورسی نسبت به آرمان‌های پروتکل، و بی‌اثری راهکارهای درون‌زنجیره‌ای در SHA-256، به نظر می‌رسد الگوریتم فعلی استخراج بیت‌کوین به نقطه بی‌بازگشتی از نظر تمرکز قدرت رسیده است.

همین تحلیل‌ها و بن‌بست‌های ساختاری موجب شده است برخی از کارشناسان و فعالان بنیادی بیت‌کوین، تنها راه نجات و حفظ ذات غیرمتمرکز بیت‌کوین را عبور از الگوریتم SHA-256 و انتقال به الگوریتم‌های مقاوم‌تر مانند Blake2b از طریق هاردفورک بدانند؛ راهکاری که بتواند بار دیگر امکان استخراج غیرمتمرکز را به جامعه کاربران واقعی بازگرداند.